|
نویسنده محمد حياتي
|
|
1388/08/04 ساعت 11:48:35 |
|
سمفوني
خاموش
گنجشكها
بر روي سيمهاي برق
همچون نتهاي
موسيقي
دو ر مي
دم ميجنباند
يكي
والس
رحيق رحمت
را سر ميكشد ديگري
فالش
ميخواند
تو گويي
فا سل لا
سي...
گوشهايت
را گرفتهاي
خب بگير
يك بار هم
كه شده
ملودي را
ببين
نترس
به سيم
آخر بزن
همين...
چه ميخواهي
از جان اين هارموني؟
بيندازش
همان كه
به دست داري
تيركمان
سيمي...
دو ر مي
فا سل لا سي
گنجشكك
اشي مشي
روي سيم
برق مشي...
***
سالهاست
كه با چراغ گردد
شيخ گرد
شهر همي
چشم چشم
را نميبيند
برق شهر
پريده است، آري...
|